رئیس رویداد استارتاپی لیدکوتک

جناب آقای دکتر مهدی اسلام پناه رئیس رویداد طی مصاحبه‌ای با رادیو اقتصاد به بررسی مفهوم استارتاپ‌ها، روند شکل گیری و توسعه استارتاپ‌ها در ایران، نقش استارتاپ‌ها در حل معضل بیکاری و چالش‌ها و معضلات استارتاپ در ایران پرداختند.

بنا بر گزارش روابط عمومی رویداد استارتاپی لیدکو؛ جناب آقای دکتر مهدی اسلام پناه رئیس رویداد طی مصاحبه‌ای با رادیو اقتصاد مورخ ۹ خرداد ۱۳۹۷ به بررسی مفهوم استارتاپ‌ها، روند شکل گیری و توسعه استارتاپ‌ها در ایران، نقش استارتاپ‌ها در حل معضل بیکاری و چالش‌ها و معضلات استارتاپ در ایران پرداختند.

دکتر مهدی اسلام پناه در ابتدا با بررسی مفهوم استارتاپ افزودند: استارت آپ واژه‌ای است که در سالهای اخیر در اخبار دنیای فناوری به کرات شاهد استفاده از آن در توصیف کمپانیهای نوپایی هستیم که راهکارهای جدیدی را برای حل مشکالت و مسائل موجود در دنیای فناوری مطرح میکنند. به طور قطع منشا این واژه در سن فرانسیسکو و درهی سیلیکون نهفته است. اما استارت آپ چیست و به چه کمپانیهایی استارت آپ اطالق میشود؟

نیل بلومنتال، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر (Warby Parker) استارت آپ را این چنین تعریف میکند: استارت آپ یک کمپانی نوپا است که راه حلی نوین را برای یک مساله ارائه میکند؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد. بسیاری استارت آپ را فرهنگ نوینی برای اندیشه های نو و خلاقیت برفراز ایده های موجود می‌دانند که هدف از آن برطرف کردن مشکالت موجود در نقاط کلیدی است که به عنوان پاشنه‌ی آشیل راه حلهای موجود شناخته می شوند.

آدورا چئونگ، موسس و مدیرعامل کمپانی هومجوی (Homejoy) که یکی از استارتآپهای مطرح ایالت متحده در سال ۲۰۱۳ بوده، در تعریف استارت آپ این مفهوم را با عنوان پنجره ی ذهن رو به آینده خوانده است. وی در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است: تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده آل و پایدار به منظور دستیابی به رشد برق آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاه است.

براساس تعریف مرین-وبستر استارت آپ به این معنی است: عمل یا مجموعهای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا کسب و کار نوپا. فرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج نیز استارت آپ را تعریف کرده: یک کسب و کار یا تعهدی که به تازگی آغاز به فعالیت کرده است.

با توجه به تعاریف ارائه شده میتوان به روشنی دید که تاسیس استارت آپ نیاز به برقراری قوانین خاصی ندارد؛ حال آنکه درآمد، سود و تعداد کارکنان همواره در کمپانیهای بزرگ تغییر کرده و دغدغهی این مسائل را نیز دارند. استارت آپ فارغ از مسائلی که کمپانی های بزرگ با آن دست به گریبان هستند، فقط در زمینه ی کاری خود مشغول به کار است.

از نظر پول گراهام، مدیرعامل کمپانی Y Combinator که یک سرمایه گذار در زمینهی شتاب بخشیدن به رشد استارت آپها است، یک کمپانی با قدمت پنج ساله را نیز می‌توان یک استارت خواند؛ اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال دگردیسی و گسترش است.

با بررسی تولد و فعالیت استارت آپها در سالهای اخیر میتوان به جرات گفت که بصورت میانگین عمر استارتآپ ها تقریبا سه سال است و این کمپانیهای نوپا پس از سه سال دیگر یک استارت آپ شناخته نمیشوند. دلایل متعددی برای پایان دوران سه ساله ی شناخته شدن به عنوان استارت آپ مطرح است که از جمله ی آن میتوان به تصاحب شدن توسط سایر کمپانیهای بزرگ، افزایش تعداد دفاتر به بیش از یک مرکز، افزایش درآمد به بیش از ۱۳ میلیون دلار، افزایش تعداد کارکنان به بیش از ۱۰ نفر و افزایش تعداد اعضای اصلی به بیش از پنج نفر یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع میتوان در یک جمله ی ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن به عنوان یک استارت آپ موفق خواند.

در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی آن برای رشد بدانیم. گراهام، استارت آپ را یک کمپانی تعریف می‌کند که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده است. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده‌اند؛ از اینرو استارت آپها را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر را نباید به عنوان یک استارت آپ بشناسیم.

دکتر اسلام پناه در خصوص روند شکل گیری استارتاپ‌ها افزودند: بر اساس مدل فعالیت سراوا، استارتاپها بر اساس مراحل زیر دسته بندی شده و بر حسب هر یک از فازها برنامه ریزی های لازم برای حداکثر کردن احتمال موفقیت انجام میشود. این مراحل با در نظر گرفتن ماهیت استارتاپها، بر پایه ی مدل رشد یک گیاه شبیه سازی شده‌اند.

مرحله :Pre-Seed وقتی تنها چیزی که از یک استارتاپ وجود دارد، یک ایده ناب باشد و هنوز محصول اولیه ای ساخته نشده باشد، آن را در مرحله ی ایده یا پیش از کِشت قرار میدهیم. در اغلب موارد در این حالت، تیم متشکل از یک تا سه نفر است که بیشتر وقتشان صرف ایده پردازی، مطالعه بازار و شناسایی نیاز مشتریان بالقوه میشود. معمولا موسسین در این مقطع هنوز بر روی ایده متمرکز نشده یا مشغول به فعالیت در شرکت دیگری هستند و راه اندازی یک استارتاپ برای آنها بیشتر یک کار جانبی محسوب میشود.

در این مرحله، صاحبان ایده با شرکت در رویدادهایی نظیر استارتاپ ویکند، تلاش میکنند با فضای ایجاد یک کسب و کار نوپا آشنا شده و به ایجاد ارتباط های الزم برای تشکیل تیم اولیه بپردازند. شتابدهنده‌های استارتاپ نظیر آواتک در این فاز به دریافت ایده‌ها پرداخته و امکانات و آموزشهای لازم برای تبدیل ایده‌ها به واقعیت را در اختیار صاحبان ایده قرار می‌دهند.

مرحله کشت ایده:Seed یک استارتاپ زمانی در مرحله ی کشت ایده قرار دارد که موسسین آن از مرحله ایده پردازی گذشته و در حال ساخت پروتوتایپ اولیه هستند تا بتوانند بازخورد ابتدایی مورد نیاز را از بازار دریافت کنند. اغلب استارتاپها در این مرحله درآمدی ندارند و اکثر مشتریان آنها به صورت مجانی از محصول یا سرویس استفاده می کنند. تیم استارتاپ در این مرحله متشکل از خود موسسین و ۰ تا ۵ نفر دیگر است.

مرحله اولیه استارتاپ:Early stage استارتاپهایی که در این مقطع قرار دارند، معموال از مرحله ساخت پروتوتایپ فراتر رفته و به درآمدزایی رسیدهاند. اگرچه ممکن است هنوز به سود نرسیده باشند ولی توانسته اند مشتریان خود را جذب کنند و در تلاش برای افزایش تعداد مشتریان و حضور قویتر در بازار هدف هستند. اغلب استارتاپها در این مرحله، بسته به نوع فعالیتشان از تیمهای ۵ تا ۱۳ نفره تشکیل شده اند.

مرحله میانی استارتاپ:Mid stage در این مقطع استارتاپها به سودآوری رسیدهاند اما معمولا سهم بازارشان کوچک است و در حال توسعه محصول یا سرویس های جدیدتری برای رشد سهم بازار و وارد شدن به بازارهای دیگر هستند. معمولا تیمهای استارتاپی در این مرحله ساختار یافته تر بوده و چه بسا تیم محصول، تیم بازاریابی، مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و… داشته باشند.

مرحله رشد:Growth stage در این مقطع استارتاپها معمولا بخش اعظمی از بازار را در اختیار گرفته و تیمهایی با بیش از ۱۱۰ نفر پرسنل در اختیار دارند. با توجه به اکوسیستم کنونی در ایران شاید تعداد استارتاپهایی که در این مرحله قرار دارند هنوز انگشت شمار باشد.

رئیس رویداد استارتاپی لیدکوتک درباره‌ی نقش استارتاپ‌ها در حل معضل بیکاری خاطر نشان کردند: بسیاری از کشورهای جهان با مساله بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند و بیکاری یکی از معضلات بزرگ آنها محسوب شده که منجر به مشکالت بسیاری میشود. کاهش نرخ بیکاری و افزایش فرصتهای شغلی در جوامع مختلف، همواره به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی دولتها شناخته شده است. برای حل معضل بیکاری و کاهش آن در سراسر جهان استراتژیهای متفاوتی به کار گرفته شده، ولی نتیجه‌ای که به دست میآید، این است که بیکاری درمان همیشگی و دائمی ندارد و با چند استراتژی و تغییر نمیتوان آن را ریشه‌کن کرد.

یکی از تجویزهایی که برای حل معضل بیکاری ارائه شده، کسب‌وکارهای نوپا و رشد آنهاست که درستی یا نادرستی این تجویز به نحوه نگاه به آن بر میگردد. در بخشی از کسب‌وکارهای نوپا تاثیر نگاه کاذب را می‌بینیم و درمییابیم که فقط از بیرون و از نگاه آمار زیبا هستند و شاید راه به جایی نبرند و به حل مساله کمکی نکنند

توسعه استارتآپها در رشد اشتغالزایی، تامین نیازهای بازار با اتکا به توانمندیهای داخلی، افزایش خالقیت و نوآوری و توسعه پایدار اقتصادی نقش موثری خواهد داشت. همچنین همراستایی با روند رشد و توسعه جهانی در این حوزه، امکان ورود به بازارهای جهانی را برای کارآفرینان فراهم میکند.

توسعه کسبوکارهای نوپا میتواند زمینه‌ساز ماندگاری نیروی انسانی، به خصوص نیروی انسانی نخبه در کشور شود و چنانچه زیرساختهای لازم برای مشاغل دانش بنیان در داخل کشور فراهم شود و مورد حمایت دولت قرار بگیرند، مشکلی به نام فرار مغزها نخواهیم داشت. در این صورت، جوانان خوشفکر تنها به انگیزه کسب دانش جدید جهت توسعه کسب وکار خود از کشور خارج خواهند شد و مجددا به آن بازخواهند گشت. استارتآپها از نظر اشتغالزایی و ایجاد ارزش افزوده، بسیار موفق عمل کرده اند و منفعتهای حاصل از آنها در راستای اقتصاد مقاومتی است. بنابراین لازم است اقتصاد کشور در مسیری حرکت کند که بتوانیم از ظرفیتهای ایجاد شده توسط شرکتهای استارتآپی، بیشترین بهره را ببریم. از نکات مثبت شرکتهای استارتآپی این است که معمولا با گردش مالی کم ایجاد میشوند و در دراز مدت به بهره وری بالایی دست مییابند. جنس کس بوکارهای نوپا اینگونه است که میتوان به مدد آنها بسیاری از مشکلات بیکاری را حل کرد و با ایجاد اشتغال پایدار که مبتنی بر طرحهای توسعهای در آینده است، به میزان زیادی شغل ایجاد کرد.

ما باید از هر حرکتی که موجب پیشرفت علمی کشور و به تبع آن اشتغال پایدار میشود، حمایت کنیم و از آنجا که استارتآپها نقش پررنگی در توسعه علمی و تجارت بین المللی دارند، ضروری است حمایت گستردهای از این کسب وکارهای نوپا به عمل آورده شود و همچنین نسبت به فراهم کردن زیرساختهای الزم برای گسترش فعالیت بیشتر استارت آپها اهتمام ورزیده شود.

فضای کارآفرینی و استارت آپها فضایی خودجوش است که در برخی موارد براساس نیاز بازار و در برخی موارد دیگر براساس ابتکارات و نوآوری‌های اشخاص شکل گرفته و دارای سرمایه‌گذاریهای خصوصی اکثرا دارای تیمهایی متشکل از دوستان و خانواده هستند. موفقیت و سرنوشت استارتآپ‌های بزرگ در حرکت و ایجاد این جریانهای استارتآپی تاثیر فوقالعاده خوبی داشته و دارد. فضای کشور پر از جایگاههای تسخیرنشده است و اینها همگی فرصتهای فوق‌العادهای هستند، اما موانع بسیار زیادی هم وجود دارد که نبود حمایت موثر از سوی مدیران مرتبط، کارآفرینها را در نهایت به این نتیجه میرساند که ایران جای مناسبی برای کسب درآمد از طریق نوآوری نیست و موانع زیادی که وجود دارد، باعث میشود کارآفرین از تلاش خسته شده و به سمت کارهایی با ریسک کمتر و درآمد بهتر هدایت شود. بنابراین استارتآپهایی شکل میگیرند که کمتر برپایه نوآوری در فناوری باشند و بیشتر بر مبنای درآمدزایی موثر شکل گرفته باشند که با این فضا نمیتوانیم انتظار اتفاق فو قالعاده ای داشته باشیم و بیشتر استارتآپهای کپی شده از خارج را شاهد خواهیم بود. ابتدا همین که عده زیادی از مردم با فرهنگ کارآفرینی از طریق استارتآپها آشنا شوند حتی استارتآپهای ساده نیز میتوانند نقش فرهنگسازی داشته باشند و قطعا به زودی در آیندهای نزدیک استارتآپهای پیشرفته تر جای استارتآپهای سطح پایین را خواهند گرفت و با شکل گیری فرهنگ استارتآپی عده زیادی به دنبال راه اندازی استارتآپهای خود خواهند بود و شغلهای زیادی در این عرصه ایجاد و سرمایههای زیادی نیز به این عرصه وارد خواهد شد که قطعا همین فرایند دگرگونی عظیمی را در صنعت و کارآفرینی کشور ایجاد خواهد کرد. استارت آپها به ایجاد درآمد و اشتغال کمک زیادی کردهاند و در رشد اقتصادی تاثیر بهسزایی داشتهاند. با توجه به اینکه این کسبوکارهای نوپا ارزش افزوده بالایی دارند، قادر خواهند بود در حل بحران بیکاری و مشکل نقدینگی کشور اثرگذار باشند.

دکتر مهدی اسلام پناه در انتها به چالش‌ها و معضلات استارتاپ در ایران پرداختند و افزودند: استارتآپهای ایرانی مدتهاست با مسائل عجیبی روبرو می‌شوند که رفع تک تک آنها نیازمند خواست ملی و حمایت همه جانبه نهادهای دولتی و حاکمیتی است. این کسب وکارهای نوپا چندسالی است که توانسته‌اند امیدهای فراوانی برای توسعه اقتصادی و فناوری کشور ایجاد کنند اما اکنون مشکلات خاصی را پیش روی خود میبینند:

۱-تحریمهای بین المللی: شاید اگر بگوییم مهمترین چالش استارتآپهای ایرانی تحریم است، مبالغه نکرده‌ایم. همان دلیلی که شرکت اپل هم در پاسخ به چرایی حذف اپلیکیشنهای ایرانی بیان کرده است. گرچه در چندسال اخیر به دلیل اقدامات دولت در برقراری ارتباطات بین المللی در بعضی موارد فرصتهایی همچون جذب سرمایه های خارجی و انتقال دانش و فناوری ایجاد شده است و یا حتی بعضی از تحریم ها گاهی فرصتهای خوبی برای ایجاد نوآوریها و راه حلهای داخلی و بومی ایجاد کرده اند اما باید پذیرفت که برای ماندن در رقابت بین المللی و ادامه روند امیدوارکننده توسعه کسب وکارهای داخلی این چالش بزرگ باید هرچه سریعتر حل یا مشکلات ناشی از آن حداقل کمتر شود.

۲-کسب وکارهای سنتی: در ایران نیز مثل تمامی کشورهای توسعهیافته یا در حال توسعه، ظهور کسب وکارهای نوپا باعث شده است که بخش سنتی کسب وکاری، خود را در معرض از دست دادن بازار مشتریان ببیند. اما چه در ایران و چه در خارج از ایران، توسعه کسب وکارهای نوپا نه تنها خطری برای کسب وکارهای سنتی نیست بلکه تعامل دو طرف منافع فراوانی را در پی خواهد داشت. البته در بعضی از کشورها نمونه های موفقی هم از این تعاملات وجود دارد . آنچه که مسلم است احساس نگرانی کسب وکارهای سنتی هنوز حل نشده و همین احساس و اقدامات در پی آن در بعضی موارد باعث شده تا مشکلات بزرگی برای استارتآپها به وجود آید.

۳- برچسب‌ها و تهمت‌ها: یکی دیگر از مشکلات استارتآپهای ایرانی در سالهای اخیر برچسب‌ها و تهمت‌های عجیب و غریبی است که به نظر میرسد در بسیاری از موارد فقط به خاطر القای نگرانی امنیتی یا سیاسی مطرح میشوند. برچسب‌هایی مثل نفوذی، عامل تغییر، ابزار جاسوسی یا … که گاه به دلیل رقابت های سیاسی و بین جناحی گریبان جوانان و پیشتازان کارآفرین ایرانی را گرفته و میگیرد و گاه از شیطنت های ناشی از رقابتهای اقتصادی به وجود آمده است. در صورتی که مساله استارتآپها، ملی و فراجناحی است و این کسب وکارهای نوپا در چنین شرایط خاص بیشتر از اینکه مورد اتهام قرار بگیرند نیاز به حمایت دارند.

۴ -آگاهی عمومی کم: ظهور واژه استارتآپ، رویدادهای استارتآپی و کسبوکارهای شکل گرفته از آن نه تنها در ایران بلکه در جهان عمر چندانی ندارد. شاید همین تازگی باعث شده است که هنوز بخش قابل توجهی از مردم و مسئولان تصمیم ساز و تصمیم گیر در کشور، اطلاعات و آگاهی کافی از جنبه های مختلف این نوع خاص از کارآفرینی و کسب وکار نداشته باشند. موضوعی که گاها چالش‌آفرین شده و شاید در القای نگرانی و ایجاد چالشهای دیگر هم بسیار تاثیر داشته است. در چنین شرایطی نقش دولت و رسانه‌ها برای رفع این چالش بیشتر از بقیه تاثیرگذار خواهد بود.

۵ -قوانین قدیمی: در چند سال اخیر سرعت رشد استارتآپها آنقدر سریع بوده‌است که به نوعی قوانین را جا گذاشته و از آن پیشی گرفته است. همین باعث شده تا مشکلات قانونی و گاها بروکراسیهای دست وپاگیر اداری و سنتی به یکی از مهمترین موانع توسعه کسب وکارهای نوپا تبدیل شود .اعمال مجازات سلیقه‌ای و بدون بررسی و آگاهی کافی و فیلترینگ بعضی از استارتآپها هم ناشی از این چالش بزرگ است. همچنین به نظر میرسد در بعضی از موارد دیگر مثل ورود سرمایه‌گذار خارجی و … قوانین به روز نبوده یا به اندازه کافی شفاف نیستند. اینجاست که نقش نهادهای قانونگذار یا قضایی مثل مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه در رفع موانع و توسعه مناسب استارتآپهای داخلی بیشتر از پیش تاثیرگذار میشود.

۶ -کمبود سرمایه تخصصی: سرمایه‌گذاری تخصصی در حوزه استارت آپها یکی از مهمترین نیازهای این بخش به حساب میآید. در همین راستا می‌توان به ظهور و شکل‌گیری شرکتها و صندوقهای سرمایه‌گذاری تخصصی مثل سرمایه‌گذاران جسورانه یا همان وی‌سی‌ها در کشور امیدوار بود. با این وجود حجم سرمایهگ‌ذاری تخصصی در مقایسه با کشورهای دیگر و با توجه به نیاز موجود بسیار کم است. یکی از چالشهای اصلی اینجاست که سرمایه‌های سنتی و مردمی به دلایل مختلف همچون مشکل فرهنگسازی، نرخ بالای سود بانکی، عدم حمایت کافی نهادهای حاکمیتی از ویسیها و … به اندازه لازم به سمت کارآفرینی استارتآپی نمیآید. همینطور مشکلات متعددی در جذب سرمایه‌های خارجی یا برقراری امنیت سرمایه‌گذاری وجود دارد.

۷ -تشکل صنفی: اگر بگوییم تمامی مشکلات و چالش‌های ذکر شده یک طرف، نیاز به ظهور و حمایت از تشکلها و اتحادیه‌های صنفی استارتآپی یک طرف، پر بیراه نگفته‌ایم. زیرا در حال حاضر بر اساس بررسیهای مختلف کارشناسی و باتوجه به الگوهای‌بینالمللی وجود و ظهور چنین تشکلهای تخصصی اصولا برای حل مشکلات مطرح شده بسیار ضروری به نظر میرسد. در همین راستا بود که اتفاقا هفته گذشته نخستین اتحادیه استارتآپی در کشور شکل گرفت و انتخاب اعضای آن که از مهمترین فعالان استارتآپی کشور هستند نشان میدهد اکوسیستم استارتآپی کشور عزم خود را برای کاهش موانع و حل چالشهای موجود جزم کرده است. اما سنگاندازیها و شبههآفرینیها در زمینه همین تشکل صنفی خود چالش بزرگ دیگری است که باید حل شود.