سخنرانی جناب آقای دکتر مهدی اسلام پناه

سخنرانی مدیر عامل لیدکو و رئیس شورای راهبردی رویداد استارتاپی لیدکوتک در دانشگاه صنعتی کرمانشاه

دنیای امروز، با همه ی بزرگی، یک میدان کسب و کار کوچک است که در آن یک مصرف کننده در آسیا می تواند در عرض چند ثانیه محصولی از یک کمپانی اروپایی را خریداری کند و در کمتر از چند روز آنرا در اختیار داشته باشد. در این میدان کسب و کار کوچک، روزانه هزاران تولیده کننده یا ارائه دهنده خدمات وارد چرخه رقابت می¬شوند و عمر کالاها و ایده ها شاید حتی به یک سال هم نرسد؛ تنها راه رستگاری در دنیای کسب و کار، خلاقیت و نوآوری است.

جامعه نیازمند آموزش مهارت هایی است که با کمک آن بتواند با توسعه علم و فناوری به پیش برود. هدف باید پرورش انسان هایی باشد که بتوانند با مغزی خلاق با مسائل روبرو شده و به حل آنها بپردازند، به گونه ای که انسان ها بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط موثر برقرار کرده و با بهره گیری از دانش جمعی و تولید افکار نو مشکلات را از میان بردارند.

مقوله های خلاقیت و نوآوری که از ویژگی های مهم روان شناختی محسوب می شوند جزء ذات و جوهره کارآفرینی بوده و در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند و از آنجا که در حال حاضر کارآفرینی در توسعه کسب و کار کشورها نقش اساسی دارد بنابراین آشنایی با مفهوم خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی و ویژگی¬های افراد خلاق می تواند به توسعه کارآفرینی کمک کند.

بر خلاف باور اکثر افراد که خلاقیت را یک ویژگی ذاتی می پندارند این استعداد می تواند در همه افراد عمومیت پیدا کند و همه ی مردم از قوه خلاقیت برخوردارند. تمام افراد با بکارگیری اصول و فنون معین و ایجاد طرز فکر جدید و ایجاد محیط مناسب می توانند خلاقیت و قدرت ابداع را در خود پرورش دهند.

اغلب مردم نوآوری و خلاقیت را یکی می¬دانند. اما تفاوت بین خلاقیت و نوآوری همانند تفاوت بین اندیشیدن درباره کاری و انجام دادن آن کار است. همانطور که پرفسور تئودور لویت میگوید: خلاقیت یعنی اندیشیدن درباره چیزهای جدید و نوآوری یعنی انجام دادن چیزهای جدید. با توجه به این صحبت، معمولا نوآوری بایستی در روش فروش کالا و خدمات به کار گرفته شود نه در تولید کالا. یعنی کارآفرینان بایستی تمام فعالیت های مربوط به نوآوری خود را در راهی صرف کنند که کسب و کارشان در آن مسیر ادامه و تداوم داشته باشد.

به نظر برخی از پژوهشگران فرد خلاق ممکن است نوآور نباشد، یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانایی تولید، عرضه و یا فروش آنها را نداشته باشد. ولی فرد نوآور غالبا خلاق است به هر حال باید بخاطر داشت برای اینکه بتوان هر ایده جدید و نو را به کارآفرینی و ایجاد کسب و کار نزدیک کرد می توان از سایر رویدادهای استارتاپی کارآفرینی، ظرفیت های موجود نیز بهره برد. یکی از علمی و عملی ترین راه¬ها در این زمینه و کسب و کار است.

استارتاپ یک سرمایه گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده ی جدیدی برای کسب وکار ارائه می¬دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب وکار تکرارپذیر و مقیاس پذیر راه اندازی می¬شود. تکرارپذیری و مقیاس پذیری یک مدل کسب و کار، با خود، امکان رشد را به همراه خواهند آورد. بنابراین، هدف یک استارتاپ، رشد سریع است. این دو مفهوم مهم هستند که سودآوری و ثروتمند شدن را برای شما به ارمغان می آورند. البته اختلاف بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته ی مشترك در همه ی آنها این است که بر اساس یک ایده ی خلاقانه و جدید فعالیت آنها آغاز می شود .این ایده ها بازار نیازمندی¬ها را هدف قرار می¬دهند و با ارائه¬ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می¬کنند. استارتاپ یک متدولوژی محبوب و موفق در حوزه کارآفرینی است که در واقع سیستمی برای راه¬اندازی یک کسب وکار یا محصول به موثرترین شیوه ممکن و در جهت کاهش ریسک شکست آنها است. در این روش تمام ایده¬ها در واقع فرضیاتی تلقی می¬شوند که باید به سرعت در بازار مورد آزمایش و اعتبار سنجی قرار بگیرند.

استارت اپ ها، معمولا حول ایده های نوآورانه و خلاقانه بنا می شوند. در واقع فرد یا افرادی خوشفکر، با ایده های نو، در جستجوی روش هایی برای کسب درآمد از آن ایده و تولید انبوه محصولات یا خدمات مبتنی بر آن ایده هستند. نوآوری در استارتاپ ها، به شکل نوآوری در بازار یا نوآوری در محصولات و خدمات خود را نشان می دهد.

یادتان باشد، این روزها همه کسب و کارها به دنبال روش های جدید ارزش آفرینی و ایجاد مزیت رقابتی هستند استارت اپ ها از جمله کسب و کارهایی هستند که پایه و اساس آنها نوآوری و کشف و بهره برداری از فرصت هاست که در این زمینه خلاقیت نقش بسیار مهمی را بازی می کند. شما بعنوان یک موسس و کارآفرین اگر با تکنیک های خلاقیت آشنا شوید، می¬توانید از این جعبه ابزار برای حل مسایل و پیشرفت کسب و کار خودتان استفاده نمایید. سعی کنید که مهارت های تفکر خلاق را به تدریج هم خودتان و هم تیمتان کسب کنید.

کار تیمی از شاخصه های مهم در رویدادهای استارتاپی است که می تواند یک ایده خام را بارور و به ایجاد کسب و کار و تولید نزدیک کند، به عقیده¬ی انیشتن خلاقیت "مُسری" است و میتواند از فردی به فرد یا افرادی که در نزدیکی او هستند سرایت کند. در یک گروه که چند فرد با خلاقیت بالا در آن کار می¬کنند احتمال تقویت قدرت خلاقیت در بین سایر اعضای آن گروه زیاد است. البته در این بین تعامل و برقراری ارتباط و نشر دانش و تجارب نقش بسیار پررنگی در افزایش خلاقیت گروهی بازی می‌کند.

ایشان مزایایی که یک استارتاپ در اختیار فرد خلاق قرار می دهد را چنین برشمردند: چابکی، ترکیب تیم ها، بروکراسی کمتر، قیمت گذاری رقابتی و آخرین مزیت رقابتی که شاید بیشترین اهمیت هم دارد مربوط به هویت استارت¬آپ شماست. استارت¬آپها از تعداد پرسنل کمتری برخوردار هستند بنابراین تمایل دارند به هویتی در برند خود دست یابند که برای آنها دردسترس بوده و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

در خصوص نقش و سهم کسب و کارهای استارتاپی در اقتصاد ملی ایشان سه مقوله را مدنظر قرار داده و خاطر نشان کردند:

• کارآفرینان و فعالان در کسب و کارهای استارتاپی احساس بهتری نسبت به فعالیت خود داشته باشند و بتوانند در همکاران و کارکنان و اعضای تیم خود نیز، احساس بهتری را ایجاد کنند. بسیاری از کارآفرینان، فکر می¬کنند که کوچک بودن کسب و کار یک مرحله¬ی نامطلوب اما ضروری است که باید آن را مانند درد زایمان تحمل کرد تا بتوانند پا به دنیای کسب و کارهای بزرگ بگذارند. در حالی که کوچک بودن و حتی کوچک ماندن می¬تواند یک انتخاب باشد. ضمن اینکه کسب و کارهای کوچک بخش ارزشمندی از اقتصاد کشورها هستند و فعالیت در آنها می¬تواند کاملاً افتخار آمیز و غرورآفرین باشد.

• کسی که به سراغ بازی کارآفرینی می¬رود، دیر یا زود وادار خواهد شد در نقش یک متقاعد کننده روبروی خانواده، همکاران و دوستان قدیمی، مدیران بانکها و سرمایه گذاران و افراد مختلف بایستد و از خود و ایده و کسب و کارش دفاع کند. فرد کارآفرین هر چه بهتر جایگاه خودش را بشناسد، از موقعیت و موضع بهتر و قدرتمندتری در مذاکره ها بهره-مند خواهد بود.

• طبیعتاً سیاست¬های دولتها و شرایط اقتصادی و معادلات بین المللی، می¬توانند جایگاه کسب و کارهای استارتاپی در اقتصاد کشور را در مقاطع مختلف بهبود بخشیده یا تضعیف کنند. مدیر یا بنیان گذار کسب و کار، به عنوان یک استراتژیست، با شناختن جایگاه کسب و کارهای کوچک در اقتصاد، می¬تواند اثر مواضع دولتها و نیز قوانین بر روی اکوسیستم کسب و کار کشور را تحلیل کرده و روندهای آتی کسب و کار خود و سناریوهای احتمالی را با دقت و کیفیت بهتری، طراحی و ارزیابی کند.

و در پایان یادآور شدند که به جای ماندن در وضعیت کنونی، همیشه در جستجوی ایده¬های جدیدی باشید که کسب و کار شما را ارتقاء خواهند داد. امیدواریم با تحولی که در کسب و کارهای استارتاپی در ایران به وجود آمده، توسعه و موفقیت آنها باعث انگیزه بیشتر در نسل بعدی از کارآفرینانی شود که صرفا به کارمندی و یا داشتن یک کسب و کار ایستا قانع نیستند و خلاقیت و نوآوری از اولویت های کاری آنها خواهد بود.